قافیه 3

خرید بک لینک

همراهان خوب و عزیز سلام

در این بخش و در ادامه مبحث قافیه به تبصره های مهم قافیه می پردازیم البته پس از جمع بندی این تبصره ها به چیزی حدود یازده مورد برخوردیم که در این جا تنها به چند مورد کاربردی آن اشاره خواهیم کرد:

1 ـ پسوند و پیشوند اگر چه کلمه نیستند اما می توانند در صورت عدم تکرار قافیه قرار بگیرند مثل «گر» و «تر» در بیت زیر

چنان صورتش بسته تمثالگر که صورت نبندد از آن خوب تر

یا پیشوند های «در» و «بر» در بیت

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد به هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد

بنا بر این واژه های «چشمان» و «دستان» نمی توانند هم قافیه باشند چون پسوند «ان» علامت جمعی است که تکرار شده و نمی تواند درست باشد

2 ـ اگر قبل از حروف قافیه حرف یا حروف دیگری هم در کلمات قافیه مشترک باشند نیازی نیست که در کل شعر تکرار شوند مثل :

«ــَـ فا» که در بیت زیر مشترک است اما حرف اصلی قافیه مصوت بلند «ا» می باشد

به خُردی بخورد از بزرگان قفا خدا دادش اندر بزرگی صفا

3ـ چون بعضی از حروف قدیمی امروز وجود ندارد و نیز تلفظ برخی واژه ها تغییر کرده گاهی اوقات اشعار کهن برای ما دارای مشکل قافیه به نظر می رسد مثل حرف «د» که در قدیم بعد از «ذ» تلفظ می شده و سعدی این دو را قافیه قرار داده است:

اگر خدای نباشد ز بنده ای خشنود شفاعت همه پیغمبران ندارد سود

گنه نبود و عبادت نبود و بر سر خلق نبشته بود که این ناجی است و آن ماخوذ

4 ـ با توجه به این که ما مردمی دارای خط هستیم قافیه از حالت زبانی بیرون می آید و باید از نظر خطی هم درست باشد بنا بر این واژه های حضیض با لذیذ و خیز و غلیظ قافیه نمی شود اگر چه سعدی شعری دارد با مطلع:

پیوند روح می کند این باد مشکبیز هنگام نوبت سحر است ای ندیم خیز

5 ـ تکرار واژه ی قافیه از نظر علمای بلاغت عیب فاحش به شمار می رود مگر این که ابیات شعر از بیست بیشتر باشد یا قصیده دارای دو مطلع باشد اما شاعران گاه در تعداد ابیات کم تر قافیه را تکرار کرده اند حتی تکرار قافیه مصرع اول غزل را در مصرع چهارم عیب نمی دانند بلکه به آن صنعت «ردّالقافیه» می گویند یا صنعت شعری «ردالصدر علی العجُز» که شاعر مصرع اول را در آخرین مصرع شعر تکرار می کند

قافیه در شعر نو

برخلاف تصور برخی از افراد باید گفت شاعران نوپرداز برای قافیه اهمیت زیادی قائل هستند و نیما یوشیج که لقب پدر شعر نو را یدک می کشد معتقد است شعر بی قافیه مثل حباب توخالی و آدم بی استخوان است و هنر شاعری هنر قافیه سازی است(نیمایوشیج ،حرف های همسایه صفحه 71) اما وضعیت قافیه در شعر نو متفاوت است و بیشتر جنبه ذوقی دارد و نیما در مورد ضابطه قافیه در کتاب حرف های همسایه می گوید : «قافیه در شعر نو مقید به جملهی خود است . همین که مطلب عوظ شد و جمله دیگری روی کار آمد قافیه به آن نمی خورد»

به هر حال قافیه شعر نو بر خلاف شعر کلاسیک در آخر ابیات نمی آید بلکه بستگی به مطلب و ذوق شاعر دارد و شاعر خود را اسیر قافیه نمی سازد

مثلا در شعر زیر کلمات بستن و نشستن قافیه اند

غنچه با دل گرفته گفت :

زندگی

لب ز خنده بستن است

گوشه ای درون خود نشستن است

.................

روشنای عشق......

ما را در سایت روشنای عشق... دنبال می‌کنید

برچسب: 3 قافيه,تبصره 3 قافیه, نویسنده: بازدید: 292 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 11:23

صفحه بندی