تو پست قبلی قافیه رو تعریف کردیم و قرار شد این جا به قواعد قافیه بپردازیم اما قبل از هر سخنی باید بگم منتظر نظرات ارزشمند دوستان هستیم
قواعد قافیه
کلیه قافیه های شعر فارسی تنها تابع دو قاعده هستند و حد اقل حروف مشترک برای قافیه تابع این دو قاعده است

قاعده 1 :
هر یک از مصوت های بلند «آ» و «او» به تنهایی اساس قافیه قرار می گیرند مثل:
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد و آن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
یا :
ای چشم تو دل فریب جادو در چشم تو خیره چشم آهو
** مصوت بلند « ی » یا همان «ایـ» به تنهایی نمی تواند اساس قافیه قرار بگیرد اگر چه بعضی از شعرا مثل منوچهری به ندرت این کار را کرده اند
قاعده 2 :
هر مصوت با یک یا دو صامت بعد از خود قافیه قرار می گیرد: مصوت + صامت (+ صامت) مثل:
غزل هایم برای توست ای شرقی ترین من تو ای ایهام سرخ بیت های آخرین من
یا :
بیا به جستجوی من که در همین حوالی ام بیا که با تو از تمام بغض و گریه خالی ام
حروف الحاقی:
به آخر واژه های قافیه ممکن است یک یا دو حرف الحاق شود که به آن حروف الحاقی گویند البته برخی از کارشناسان معاصر حروف الحاقی را در زمره ردیف قرار داده اند چون رعایت آن ها در طول شعر رعایت شود.
در بین دو کلمه «تنهایی» و «بازآیی» که قافیه قرار بگیرند «تنها» و «باز آ» کلمات قافیه و «یی» خروف الحاقی به شمار می رود.
حروف الحاقی عبارتند از شناسه ها، ضمایر متصل ، پسوند ها و غیره
** کلمات قافیه باید از نظر مصوت ها یکسان باشند مثلا«کُشت» با «گَشت» هم قافیه نمی شود مگر این که حروف الحاقی به کلمات قافیه الحاق شده باشدمثل :
سراسر همه دشت پر کُشته بود زمین چون گل ارغوان گشته بود
البته در موردحروف الحاقی موارد دیگری نیزمطرح می باشدکه باتوجه به غیرضروری بودن برای حرکت های اولیه سرودن شعراز ذکر آن خود داری می کنیم .
در بخش بعدی انشاء الله به تبصره ها و استثنائات قافیه خواهیم پرداخت.
روشنای عشق......ما را در سایت روشنای عشق... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 283